بایگانیِ دسته‌ی ‘ادبیات’

تاسف

سپتامبر 24, 2008

امروز رفته بودم دماوند . شهر خیلی خوبی بود ولی متاسفانه …

Chris Ronaldo Real Estate

Chris Ronaldo Real Estate

اول جالب به نظر اومد گفتم شاید رونالدو دفتر معاملات ملکی راه انداخته

ولی بعد …

Persian Gulf

Persian Gulf

متاسفانه عکس بالا از طرف شورای اسلامی شهرداری شهر پردیس ( نزدیک دماوند ) نصب شده بود .

امیدواریم دیگه شاهد چنین اشتباهاتی نباشیم ( حداقل از طرف مسئولین )

شاعری وام گرفت ، شعرش آرام گرفت

سپتامبر 16, 2008

( امانت )
شاعري وارد دانشكده شد
دم در
ذوق خود را به «نگهباني» داد !
( فوران )
شاعري خنجر خورد
شعرش از گُرده
به پيراهن ضارب پاشيد !
( نان وپسته )
شاعري مي لنگيد
ناقدي نان مي خورد !
شاعري مي ناليد
تاجري پسته خندان مي خورد
( هُبل )
شاعري شعري گفت
هُبَلي تازه به دنيا آمد
( جستجو )
شاعري شوريده
از خودش برمي گشت
كاغذي در كف داشت
پي يك شاعر ديگر مي گشت
( اشتباه )
شاعري قبله نما را گم كرد
سجده بر
مردم كرد !
( آرامش )
شاعري وام گرفت
شعرش آرام گرفت !
( طريقت نو )
زاهدي نوبنياد
راه ورسم عرفا پيشه گرفت
لنگ مرغي برداشت
و به آواي حزين آه كشيد :
« مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك »
( مراعات النظير )
تاجري دسته گلي پرپر ديد
ياد پروانه ي كسبش افتاد !
( عبور )
شاعري خون قِي كرد
تاجري ديد و خيال مِي كرد
گربه اي دور لبش را ليسيد
عابري راه خودش را طي كرد
( امضا )
تاجري اره برقي آورد
پاي يك منظره را
امضا كرد !
( جايزه )
شاعري شعري گفت
صله اي صيقل خورد
گُرده اي جايزه زخم گرفت !
( خود سوزي )
شاعري دفتر خود را سوزاند
پاي تا سر
بدنش تاول زد !
( فاتحه )
شاعري روي زمين
سيب سرخي را ديد
زير لب فاتحه اي خواند و گذشت !

دکتر سید حسن حسینی